محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

123

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

درين پرده صورتگر روزگار * بسى صورت انگيخت در روزگار پس پرده هر صورتى را كه داشت * بلوح ظهور آن صور را نگاشت معانى اين صور آنكه در تاريخ اوايل سنهء ست و ثمانين و تسعمائه ، كه فلك مسند شاه سلطان محمد بر تخت جهانبانى قرار و آرام يافت ، عنان توجه و التفات بجانب نظام و انتظام سلسلهء پادشاهى و نسق و رونق مهمّات رعيّت و سپاهى تافت ، و قواعد اركان تخت سلطنت و قوايم سرير شوكت و حشمت را به ترتيب بعضى از اعاظم امراى ترك و اكابر عظماى تازيك غايت ابرام و نهايت استحكام داد و به اعتقاد و اعتضاد آن گروه صاحب شكوه خاطر ، من كل الوجوه مطمئن ساخته مدار اوقات شرافت سمات را بر حصول آرزوهاى نفسانى و وصول بمستلذّات جسمانى نهاد و زمام امر وزارت و صاحب ديوانى ، به كف كفايت و كاردانى و قبضهء درايت و كياست آصف ثانى ميرزا سلمان باز داده و دست تصدى او را در لوازم امر مزبور قوى و مطلق داشت و نظر توجه عالى بر ترفّع شأن و تفوّق مكان ايماق تكلو و تركمان گماشته اعلام اقتدار و الويهء اعتبار اين جماعت را بذروهء سماك و قمّهء فلك الافلاك برافراشت و رقم كم التفاتى بر جريدهء احوال ساير ايماقات ، سيّما شاملو و استاجلو كشيده اين طبقه را كالمعدوم انگاشت و باستصواب مقرّبان درگاه و استشارهء محرمان بارگاه ، چنين قرار يافت كه آنچه ازين دو ايماق كه در محال بعيده اقامت داشتند از اينجهت كه بدرگاه معلّى نيايند ، نشان حكومت آن بلده را باسم او نوشته با خلعت ارسال فرمايند . از آن جمله مرشد قلى سلطان يكان كه بعد از كشته شدن پدرش تا آنزمان در دار السلطنهء هرات ميبود ، نشان حكومت ولايت خواف و با خرز بنام او رقم فرموده با تشريفات لايقه فرستادند و برين قياس ساير ولايات خراسان ازتون و طبس و جنابذ و ترشيز و غيرهم بحكام آنحدود كه اكثر شاملو و استاجلو بودند مجددا